فیلم

وقت ناهارجایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره امریکایی را ازآن خود کرد

فیلم کوتاه «وقت ناهار» به کارگردانی علیرضا قاسمی جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره «اینتر روبنگ» آمریکا را به دست آورد.

وقت ناهار

 

فیلم کوتاه «وقت ناهار» به کارگردانی علیرضا قاسمی و تهیه‌کنندگی حلقه فیلمسازان بی کلام در تازه ترین موفقیت خود جایزه بهترین فیلم جشنواره «اینتر روبنگ» آمریکا را به دست آورد.

عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از بازیگران: خورشید چراغی‌پور، رویا بختیاری، سیاوش چراغی‌پور، امیر تقدیری، افسانه حیدری، پیمان نعیمی و محمد امینی، مدیر فیلمبرداری: محمد حدادی، طراح صحنه: پوریا اخوان، تدوین: بهرام عمرانی، طراح صدا: آرش قاسمی، برنامه‌ریز: بابک کشن فلاح، صدابردار: مهدی یگانه، طراح لباس: رها امیرفضلی، دستیاران کارگردان: پوریا موسوی، الناز رشیدی، امین صامتی، رها امیرفضلی، منشی صحنه: دلارام فتحی، دستیار صحنه و لباس: فخرالدین سعادت زاده، طراح گریم: بابک کشن فلاح، مدیر تولید: داوود ماسوله، جانشین تولید: سعید صفایی و تهیه‌کننده: حلقه فیلمسازان بی کلام.

 

توضیح کوتاه…

 

«وقت نهار» فیلم کوتاهی سر و شکل دار است که به قواعد و قراردادهای خودش با بیننده وفادار می‌ماند. روایتی که برشی از زمان است و با چینش دقیق عناصر دراماتیک به موقعیتی جذاب تبدیل شده است. در عین حال لحن کلاسیک کارگردانی قاسمی نمونه‌ای از سینمای متأخر است که به نظر می‌رسد در پی ترکیب مولفه های آشنای روایت در سینمای اروپا (موقعیت دخترک در فیلم آدم را یاد مونجیو و داردن ها و… می‌اندازد) با مدل کارگردانی کلاسیک و پنهان شونده است (الگویی از دکوپاژ که به طور خاص ریشه در هالیوود و کارگردانی تداومی دارد و همه تلاش کارگردان در آن دیده نشدن کارگردانی و تقطیع است).

فیلمنامه «وقت نهار» از نوعی ساختار مبتنی بر ژانر معمایی وام می‌گیرد. همان‌طور که اشاره شد گره اولیه فیلم خواسته دختر نوجوانی است که می‌خواهد برای تشخیص هویت مادرش به داخل سردخانه بیمارستان برود. برای اثبات حرفش به منشی بیمارستان شناسنامه ای بی عکس نشان می‌دهد و در ادامه می‌خواهد به هزار ضرب و زور خدمه بیمارستان را راضی کند تا او را به سردخانه راه دهند. در طول تلاش مکرر دختر ما (به عنوان بیننده) مدام می پرسیم آیا رازی در کار است؟ راست می گوید یا دروغ؟ مادری در کار است یا نه؟ چرا بزرگتری او را همراهی نکرده؟ اصلاَ چرا این همه اصرار می کند؟ و … جواب‌های قطره چکانی به این سوالات انگیزه اصلی ما از تماشای فیلم است. پس می‌توان نتیجه گرفت که با مدلی از فیلمنامه معمایی روبه رو هستیم. (مک گافینی تحت عنوان تشخیص هویت سکینه مزروعی!)

شاید در نظر اول به دلیل همان مولفه های اروپایی مورد اشاره در روایت، انتخاب مدل کلاسیک کارگردانی برای چنین فیلمنامه شخصیت‌محوری نامأنوس به نظر برسد و گمان کنیم که نوع دیگری از برخورد رادیکال‌تر کارگردان با فیلمنامه می توانسته الگوی بهتری برای دکوپاژ فیلم باشد. الگویی که منجر به استفاده از پلان های طولانی‌تر و حذف بصری همه کاراکترها به جز کاراکتر دختر می‌شد و دوربین چسبیده به کاراکتر دختر حرکت می‌کرد اما انتخاب کارگردان چیز دیگری است و همان‌گونه که اشاره شد فیلمساز کارگردانی کلاسیک و تداومی را ترجیح داده است؛ انتخابی که به دلیل نیاز ذاتی فیلم به افزایش تنش و تعلیق در طول موقعیت، هوشمندانه به نظر می‌رسد چراکه به این ترتیب فیلمساز فرصت یافته تا معمای حضور دختر در بیمارستان را برای مخاطب به تدریج گره‌گشایی کند (درست مثل یک فیلم معمایی). در واقع اگر قرار بود با تکیه بر مدلی از دکوپاژ اول شخص، دوربین چسبیده به دختر حرکت کند، (مثلا شبیه به فیلم رزتا ساخته برادران داردن) این سوال و تناقض کلیدی پیش می آمد که اساساً چرا چسبیده به کاراکتری حرکت می کنیم که راز بزرگ او را نمی دانیم!؟ پس می توان گفت استراتژی فیلم‌نامه روایتی سوم شخص را در کارگردانی اقتضا می‌کند و در نتیجه مدل کلاسیک دکوپاژ انتخابی کاملا هوشمندانه به نظر می رسد؛ یعنی تعقیب با فاصله دختر در طول فیلم و بعد کشف معمای حضور او در بیمارستان.

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عناوین محبوب

بالا